خلاصه کتاب شیب اثر ست گودین

شیب ست گودین

کتاب شیب اثر ست گودین، ; ترجمه محمد خضرزاده. کتاب شیب به شما یاد میدهد چه موقع کار را ول کنید (و چه موقع به کار بچسبید)

شیب چیست ؟

شیب پنجمین مصاحبه ای است که مصاحبه کننده هرگز با شما تماس نمیگیزد.

شیب  گروه موسیقی ای است که در یک سالن خالی از تماشاگر در مکانی نامعلوم مشغول اجرا است.

شیب هفتمین باری است که هنگام تمرین اسکی زمین میخورید.

شیب نیمه مسیر مارتن است، وقتی که هیجان شلیک شروع مسابقه خاطره ای مبهم است و شوق رسیدن به خط پایان رویایی دست نیافتنی است.

شیب مسیر ناهمواری است که باید طی کنید تا به هدف بزگ خود برسید…البته اگر که در تعقیب هدف درست هستید.

آهان، شیب همچنین راهنمایی است برای حرفه تان، برنامه ریزی برای آینده شرکت تان، و ای بسا رسیدن به خوشبختی در زندگی تان.

تقریبا هر کاری در زندگی که ارزش انجام دادن داشته باشد تحت کنترل شیب است. شما باید طرز استفاده از منحنی شیب برای تصمیم گیری در زندگیتان را بدانید . کتاب شیب هزار راه نرفته است.

 

خلاصه کتاب شیب :

هر پروژه جدید (یا شغل یا  سرگرمی یا شرکت) با شور و لذت شروع میشود . و سخت تر می شود و لذت آن کمتر تا اینکه به  نقطه ای می‌رسد خیلی سخت و بدون هیچ لذتی،  اینجاست که از خودتان می پرسید آیا این هدف ارزش این همه زحمت را دارد؟

شاید شما در شیب هستید. مانع موقتی که اگر به تلاش ادامه دهید به آن غلبه خواهید کرد،  ولی شاید واقعا بن بست باشد. که هر چقدر هم زحمت بکشید، قرار نیست بهتر شود. آنچه فوق ستاره ها را از دیگران متمایز می کنند است که آنها می‌توانند به سرعت از بن‌بست بگریزند، و تمرکز و انگیزه شان را روی چیزی بگذارند که ارزش دارد

برنده ها سریع کار را ول میکنند. زیاد هم این کار را می‌کنند بدون اینکه احساس پشیمانی کنند. تا اینکه متعهد می‌شوند از یک شیب درست به دلایل درست عبور کنند. در واقع برندگان درجستجوی شیب هستند. آنها متوجه هستند که هرچه مانع بزرگتر، پاداش عبور از آن بزرگتر است .اگر بتوانید در حرفه خود بهترین باشید، بیش از آنچه منصفانه به نظر می رسد به ثروت ، شهرت و امنیت بلندمدت دست می یابید.

 

شیب ست گودین

از طرف مقابل ، بازنده‌های گرفتار دو دام اساسی می شوند یا نمی‌توانند شیب را تا آخر ادامه دهند، آنها به لحظه ی تصمیم گیری می رسند و دست از کار می کشند. آنها هیچ وقت  شیب درست را تشخیص نمی دهند. که از آن عبور کنند.چه شما طراح گرافیک باشید ، چه نماینده فروش ، چه ورزشکار و یا مدیر عامل شرکت ، این کتاب کوچک جذاب کمکتان می کنند تشخیص دهید آیا در  شیب قرار دارید،  که ارزش وقت زحمت و استعداد شما را دارد یا خیر.

شیب به شما انگیزه میدهد کارتان را ادامه دهید. و یا در صورت لزوم شهامت ول کردن کار را پیدا کنیم تا بتوانید در زمینه ی دیگر بهترین باشید.

 

“بهترین بودن در جهان شدن دست کم گرفته شده است”

 

ما اغلب اوقات در مواجهه با مشکلات از خود سرسختی نشان می دهیم. گاهی نیز دلسرد می شویم و به نوشته های انگیزه بخش روی می‌آوریم.  “کسانی که کارشان را ول می کنند ، هرگز برنده نمی شود و برندگان هرگز کارشان را ول نمی کنند ” چه  توصیه بدی ! برندگان همیشه کارشان را ول میکنند. اما کار مشخص و در زمان مشخص ، اغلب مردم کارشان را ول می کنند اما این کار را به صورت موفقیت آمیز انجام نمی‌دهند.

موفقیت از آن اقلیت کوچکی است که کمی بیشتر از اکثریت مردم پافشاری می کنند و دوام می آورند.موفقیت همچنین از آن اکثریت کمی است ، که جسارت ول کردن سریع و تمرکز روی کار جدید را دارند.در هر دو مورد مسئله این است که در دنیا بهترین باشید یعنی انجام کارهای سخت و ول کردن کارهای معمولی.

  • ول کردن کارهای اشتباه
  • چسبیدن به کارهای درست
  • جسارت انتخاب یکی از این دو

 

بهترین در جهان:

خانم اسمیت زن بسیار خوش شانسی است . او در دیوان عالی کارآموز است. او در جهان بهترین است. سال گذشته بیش از  ۴۲ هزار نفر در امریکا در رشته حقوق فارغ التحصیل شدند، تنها ۳۷ نفر آنها در دیوان عالی به عنوان کارآموز پذیرفته شدند. این ۳۷ نفر قطعا بعد از اتمام یک سال کار آموزی در دیوان عالی شغل رسمیشان تضمین شده است .شرکت های برتر حقوقی معمولاً حاضرند برای استخدام این افراد پاداشی معادل ۲۰۰ هزار دلار یا حتی بیشتر بپردازند.

این افراد بعدها یکی از شرکای  شرکت ، قاضی و سناتور خواهند شد . در اینجا به دو نکته باید اشاره کرد اولین نکته این است که هانا اسمیت اصلا خوش شانس نیست .بلکه او باهوش و هدفمند و بسیار سخت کوش است. و نکته دوم تمامی این ۴۲ هزار نفر فارغ التحصیل رشته حقوق در سال گذشته می توانستند شغل هانا را داشته باشد البته غیر از این افرادی که این شغل را نداشتند.

نه به خاطر اینکه آنها به اندازه کافی باهوش نبوده باشند. یا از خانواده‌های درست و حسابی نیامده باشند . دلیلی که بیشتر آنها هیچ شانسی نداشتند که به جای هانا باشند این بود که آنها در جایی در طول مسیر کار را ول کردند. آنها در دبیرستان و یا دانشکده حقوق کار را ول نکردند. بلکه آنها آرزویشان را برای بهترین بودن در جهان را ول کردند. چون هزینه ی آن خیلی زیاد به نظر می رسید.

این کتاب کتابی بسیار کوچک در مورد موضوعی بسیار مهم است: ول کردن کار . باورش سخت است اما ول کردن استراتژی فوق العاده ای است. ول کردن راهی هوشمندانه برای مدیریت زندگی و حرفه ای تان است . با این حال بعضی اوقات ول کردن کار بسیار اشتباهی است. البته راه بسیار ساده ای برای تشخیص تفاوت میان این دو وجود دارد.

هانا اسمیت نیز با وجود  باهوش ، هدفمند و سخت کوش بودن یکی از ول کنندگان بود. او نیز کارهای زیادی را ول کرده بود . شما واقعاً نمی توانید کارهای زیادی انجام دهید، خصوصاً اگر بخواهید در جهان بهترین باشید. اما قبل از اینکه به بحث درباره ول کردن کار بپردازیم ، شاید برایتان جالب باشد که بدانید چرا بهترین بودن در جهان تا این اندازه مهم است.

شیب اثر ست گادین

 

ارزش باورنکردنی بهترین بودن در جهان:

فرهنگ ما سوپراستارها را تحسین می‌کند .ما برای بهترین کالا، بهترین آهنگ ، بهترین سازمان و یا بهترین کارمند ارزش خاصی قائلیم .کفه ی ترازوی  پاداش دهی نیز چنان به نفع بهترین هاست که خیلی عادی است که شماره یک در یک تجارتی ده برابر شماره ده و صد برابر شماره صد پاداش بگیرد.

همیشه همینطور است (به هرحال تقریبا همیشه) به آن قانون زیف می گویند. که مربوط به رزومه و رتبه دانشگاه و داشتن سابقه پرفروشترین ها و یا هر چیز دیگر در این مایه ها است. برندگان به این دلیل چنین پاداش های بزرگی می گیرند، چون بازار برندگان را دوست دارند.

 

دلیل اینکه بهترین بودن تا این اندازه مهم است:

مردم وقت زیادی ندارند. و نمی خواهند که زیاد هم ریسک کنند. اگر سرطان ناف در شما تشخیص داده شود، مسلماً بارفتن از این دکتر به آن دکتر وقت خود را تلف نخواهید کرد. بلکه مستقیماً سراغ (سر) یا (بهترین فرد) کسی که  عنوان  بهترین دکتر در جهان را دارد ،خواهید رفت. اگر قرار باشد فقط یک شانس داشته باشید، دیگر بیهوده گشتن معنی ندارد. آیا شما از جمله افرادی هستید که وقتی که وارد شهر جدیدی میشوید، به یک رستوران خیلی عادی می‌روید و یا اینکه از متصدی هتل آدرس بهترین رستوران را می پرسید؟

وقتی می خواهید شخص جدیدی را در تیمتان استخدام کنید، آیا به منشی خود می گویید که یک نفر با رزومه ی متوسط به شما معرفی کند و یا اینکه بهترین رزومه ها را برای شما بیاورد؟ وقتی زمان و فرصت کافی برای آزمون و خطا نداشته باشیم، آگاهانه انتخاب هایمان را به بهترین ها در بالای جدول محدود می کنیم. شما تنها کسی نیستید که به دنبال بهترین گزینه می گردید.[ادامه در برگه ی بعدی]

2 comments

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *